تلخ و شیرین مگر میشود زندگی مرا بهم ریخته آفریده باشد خداوند دانه های انار....
| ||
|
کار نقاشی روی پارچه
اینم گل با کاغذ کشی
تصور کن صبح یک روز جمعه که نسیم ملایم و خنکی میوزه .... تو اتاق نشستی و درس میخونی ... با شنیدن صدای گنجشک ها یه حس خوبی بهت دست میده.. یک دفعه به سرت میزنه کتاب دفترتو جمع کنی بری تو حیاط درس بخونی (حالا دیگه درس خوندن هم لذت بخش میشه... البته گاه گداری هم هوس میکنی تو حیاط قدم بزنی و چندتا عکس بگیری
امروز یچیزی از تو کمدم میخواستم و خیلی اتفاقی چشمم به دفتر خاطراتم افتاد! دفتری که از 7 سالگی دارمش حتی کوچیک ترین اتفاق ها رو توش نوشتم و یکی از با ارزش ترین چیزایی که دارم هم همین دفترمه اما به لطف این وبلاگ ها و اینترنت و غیره یادم افتاد دو سه سالی هست سراغش نرفتم این شد که امروز سری به گذشته زدم و شروع کردم به خوندن تلخی ها و شیرینی های زندگیم که گاهی با خوندن بعضی جمله هام و افکار کودکانم لبخندی رو لبم مینشست و گاهی هم.... راستش دیگه با دیدن اون قلم و دفتر قدیمیم دلم نیومد ولش کنم و شروع کردم نوشتن چیزای جدید حالا احساس سبکی میکنم ...حسی که همیشه بعد از نوشتن تو اون دفتر به سراغم میاد این یه گلدون سفالی ساده بود که روش ترک کار کردم این هم کار با نگین البته از سر بیکاری خب ... تموم شد فعلا امااااااا کارهای جدید در راه است
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز. این روزها عجیییب تو حال و هوای سال گذشته ام .... به قدری که نمیتونم رو درسام تمرکز کنم..دست خودم نیست شاید شما هم جای من بودین همین حسو داشتید هرچقد که زمان میگذره و به کنکور نزدیک تر میشم ترسی که دارم هم بیشترمیشه.... ترس از اینکه نکنه باز مثل پارسال بشه یا حتی اتفاق بدتررر سال قبل با اینکه یه دور سطحی درسارو خونده بودم (به علت کمبود وقت میگم تمام تلاش یعنی تمااااام تلاش!! یکی ازون درسا شیمی بود خلاصه از اول تابستون برم کلاس تو گرما با زبون روزه تو سرما تو برف و بارون تو یه شهر دییییییییییییگه کلاس تک نفره هزینه بالااااااااا و وقتی که روش گذاشتم و..و..و..و! همین موقع هابودکه به این نتیجه رسیدم که از این همه سختی به یه نتیجه رسیدم ...آره دیگه به شیمی کامل مسلطم...آخخخخ چه حس خوبی بود وقتی هر سوالی بهم میدادن حلش میکردم و نگاه حسرت بااار دوستان بگذریییییم ..... روز کنکورررر رسید .. و و من احمق تصمیم گرفتم سوالارو به ترتیب جواب بدم یکی یکی جواب دادم و درسارو رد کردم تا اینکه رسیدم به شیمی . با اعتماد به نفس کامل شروع کردم به پاسخ دادن 8تا سوال اولو که جواب دادم گفتم بههلهه بلدم : داوطلبان گرامی وقت پاسخ گویی به سوالات اختصاصی به اتمام رسیده است من.......................................... من.......................................... بازم من.................................... به خودم اومدم دیدم جمع کردن وای خدا باورم نمیشد نه! سالن دور سرم میچرخید ...... تمام تلاشمو میکردم بغضم نترکه ...لامصب نمیشد خیلی سنگین بود فقط گفتم دیگه هیچی نگو من میرم بعد بهت زنگ میزنم(من در قیافه بشدت جدی) سمیرا:......................................... برگشتم که برم نههههههههههههههههه مامان و بابام جلوی در !! اومدن دنبال من!!! کاری که از دوران ابتدایی دیگه اتفاق نیفتاد!! اما من جواب چشمای منتظرشونو چی بدم خدا رسیدن به مامان و ترکیدن بغضم همانا افتادن گوشی از دست مامانم که داشت به خواهرم زنگ میزد همانا گفتن چی شده مامان و گفتن الوووووووووووو خواهرم پشت خط همانا هیچی دیگه تموم شد گند زدم به کنکور!! حالا اومدم خونه همه هم تو همون ساعت زنگ میزنن بهم هیچی!چون حرف نمیزدم ههههه جون جوابی نداشتم جز خجالت ! به دلداری مسخره اقوام که بدتر رو اعصابم بود! ای کاش راحتم میذاشتن! بگذریم الان داشتم شیمی میخوندم نا خوداگاه رفتم تو جو پارسال اوووه چقدر نوشتم ! شرمنده رفته بودم تو حس!ایشالله امسال بخیر بگذره
چندتایی ویترای کار کردم البته زیاد حرفه ای نیستم با این حال میزارم که ببینید..
این اولین کارمه
اینو خیلی دوست دارم
شرمنده نمیشد خوب عکس گرفت
امروز 8 /3 /93 و کمتر از یک ماه دیگه مونده به کنکورم و من در نهایت آرامش نشستم اینجا و آپ میکنم!!!!!! رشته من تجربیه و دومین ساله که قراره کنکور بدم کم و بیش آماده ام و لحظه شماری میکنم که این روز های سخت و پر از استرس تموم بشه . ... چون واقعا دیگه خسته شدم .. امیدوارم حداقل این تلاش هام یه نتیجه خوب بده با اینکه این وبلاگ حدود 2 یا 3 سال پیش ساخته شد اما هیچ مطلبی توش نوشته نشد در واقع من تو یه وبلاگ دیگه مشغول بودم اما حالا قصد دارم که این وبلاک رو از نو بسازم ....و !خوشحال میشم که همراهم باشید |
|
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |